تبلیغات
...مطالب جمع آوری شده در مورد تایپوگرافی... - گفتگو با مسعود سپهر؛ بخش یکم
 
درباره وبلاگ


تایپوگرافی تکنیکی در گرافیک است که با حضور چاپ در عرصه نشر کتاب به وجود آمده است. با آمدن چاپ، برای تلطیف کردن کلمات چاپی که خشک به نظر می رسیدند، حرکاتی در بخش هایی از لغات و برجسته کردن آن ایجاد می کردند. تایپوگرافی اصطلاحی است که این روزها در مجامع هنری گرافیکی زیاد شنیده می شود. گاهی آن را با خوشنویسی ( کالیگرافی) اشتباه می گیرند. هرچند که استفاده از این تکنیک پیشنه حداقل ۵۰ ساله در ایران دارد.
در تایپوگرافی خوانا بودن مهم است زیرا در زمینه ای استفاده می شود که اطلاع رسانی وجه بارز آن است، ولی در خوشنویسی زیبایی در اولویت قرار دارد. عقیده بر این است طراحان وظیفه انتقال ذهنیات خود و پیام موضوع را در طرح هایشان بر تصویر و حروف قرار می دهند. اینک خط ، در روند تحولات جدید ، وظیفه خود را خوانایی و سهولت نگارش نمی داند و کم و بیش به فرمی زیبا تبدیل شده است که در درجه اول مفهوم نوشته را قبل از خوانده شدن ، بیان می کند. در این دوره با رواج تایپوگرافی که سعی در تقویت ویژگی بصری حروف و نزدیک کردن نوشته به تصویر دارد ، برخی آن را با “خط نگاره” ، “خط نگاری” ، ” کالیگرافی” و “طراحی حروف” هم مسیر می دانند.

مدیر وبلاگ : مریم رضایِی نردین
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
...مطالب جمع آوری شده در مورد تایپوگرافی...
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM


نشانه های ملی، طراحی حروف، تالیف کتب در زمینه گرافیک، نشانه و... از فعالیت های مسعود سپهر است.
مسعود سپهر،  در سال 1335 در تهران بدنیا آمد.
وی فارغ التحصیل رشته ی "طراحی تایپوگرافیک، برنامه ریزی چاپ و تولید" از دانشگاه چاپ لندن است .
گفتگوی زیر بخش اول از گفتگویی بلند با وی می باشد که در آبان ماه سال گذشته صورت گرفته است.

شهاب اشتری/ ایمان راد
عکس: امیر مولانا



آقای سپهر شما طراح فونت یکان هستید که یکی از موفق ترین فونت های طراحی شده در این سالها است؛ می خواهم به عنوان شخصی که تایپ فیس طراحی می کند و اوضاع گرافیک ایران را می داند، وضعیت طراحی حروف در ایران را ارزیابی کنید.

طراحی حروف در ایران، همیشه وضع بسیار نابسامانی داشته است. برای اطلاع شما باید بگویم که ما اگر فقط هشتاد یا نود سال است  حروفچینی می کنیم، به این دلیل بوده که تایپ فیس فارسی نداشتیم و حال آنکه  سیصد سال است که با چاپ سنگی کار می کنیم یعنی تمام کتاب ها و نشریه های ما با این روش به چاپ رسیده اند، و دلیل آن نداشتن تایپ فارسی بوده است؛ در حالی که از همان سه قرن پیش ارامنه در اصفهان حروفچینی می کردند و تایپ فیس به خط خود داشتند، چون زحمت کشیدند، پنجاه سال جستجو کردند تا خط و حروفچینی را وارد ایران کنند، ولی منحصرن برای خط ارمنی این کار انجام شد. به این ترتیب شاید ما یکی از قدیمی ترین کشور های جهان هستیم که درکشورمان حروفچینی داشتیم، در جلفای اصفهان و به دست ارامنه ایران؛ وهمزمان از این لحاظ یکی از عقب مانده ترین کشورهای جهان نیز هستیم چون کمتر از هشتاد سال است که حروفچینی داریم،  وعلت آن نداشتن قلم فارسی یا همان تایپ فیس است. در اوایل قرن بیستم سازندگان ماشین های لاینو تایپ و مونو تایپ تصمیم گرفتند تعدادی خطاط و خوشنویس و اهل فن را ببرند اروپا که با کمک آن ها بتوانند حروف عربی و فارسی را طراحی کنند تا بتوانند دستگاه های خود را به کشورهای عرب و فارسی زبان بفرستند، بنابراین پیشگامان  طراحی قلم برای ما  شرکت های بزرگ ساخت ماشین آلات حروفچینی بودند و تا آنجا که ما می دانیم از شصت یا هفتاد سال پیش افرادی عرب زبان ، مصری و یا لبنانی در استخدام آن شرکت ها بودند. ساخت قلم های خاص فارسی  از سی و پنج سال پیش و به سفارش شرکت هایی مانند "لاینو تایپ" و به درخواست "مجله سروش" و "روزنامه کیهان" آغاز شد و به ندرت طراحان گرافیکی پیدا شدند که راغب به طراحی قلم برای  زبان فارسی بودند و اولین مورد آن برای "روزنامه کیهان" طراحی شد. "روزنامه کیهان" دراین زمینه، از آن سال ها درحقیقت به طراحی فونت فارسی خدمت مهمی کرده است .

ما اگر فقط هشتاد یا نود سال است  حروفچینی می کنیم، به این دلیل بوده که تایپ فیس فارسی نداشتیم. ما سیصد سال است که با چاپ سنگی کار می کنیم در حالی که از همان سه قرن پیش ارامنه در اصفهان حروفچینی می کردند و تایپ فیس به خط خود داشتند.

طراح هایی برای ماشین های تحریر آی بی ام ، به چشم می خورند و اسامی طراحانی  (البته من حضور ذهن کامل ندارم)، مثل آقای احصایی و مرحوم  آقای حسین حقیقی به گوش می رسند که این قلم ها را طراحی کردند و تولید شد، حالا شما مقایسه کنید با صنعت چاپ در اروپا که از همان روز اول و با ابداع ماشین حروفچینی به دست گوتنبرگ طراحی حروف را هم شروع کرده  بود؛ باز هم برگردم به ارامنه ایران ، که فقط حدود  شش سال بعد از آمریکا در ایران اولین دستگاه حروفچینی را ساختند، یعنی 1610 میلادی که  متاسفانه فقط به ارامنه و خط ارمنی اختصاص داشت . ماشین آلات و فن آوری حروفچینی تا قبل از ورود نشر رومیزی و رایانه های امروزی، صنعت بسیار پیچیده و در انحصار چند شرکت بزرگ بود. کسی نمی توانست به راحتی برای آن صنعت طراحی فونت کند. حتمن باید جزئیات و استانداردهای آن ماشین ها را می دانست، که این عملی نبود، و بنابر این در بهترین حالت فونت یا طراحی حروف با توجه به برخی استانداردهای کلی هر دستگاه حروفچینی در یک کشور طراحی و توسط نمایندگان آن شرکت به خارج برده می شد و تحت نظارت دقیق طراح ساخته می شدو نهایتن پس از ساخت و پیاده شدن روی ماشین به رویت طراح می رسید که در آن مرحله کار اصلاحی چندانی هم بر روی آن نمی توانست انجام شود. طرح ها در اندازه بزرگ روی کاغذ در اختیار این شرکت ها نظیر "مونو تایپ" یا "مونو فوتو"، "اینترتایپ"، "لاینو تایپ" و در زمان های آخر "لاینو ترون" و یا کامپست قرار می گرفت و طی یک روند پیچیده صنعتی تولید شده آن ها، روی ماشین حروفچینی به ایران وارد می شد به این ترتیب فونت هایی که از 40  سال به این طرف نیز هر چند انگشت شمار توسط طراحان ایرانی طراحی می شدند با اشکالات قابل توجهی روی ماشین های حروفچینی پیاده شده به ایران وارد می شدند. که غالبن خود طراحان آن نیز از آن ها رضایت کامل نداشتند و منتظر اعمال اصلاحات آن ها در ساخت های بعدی آن ماشین حروفچینی می ماندند. ولی متاسفانه شرکت های خارجی هم که قصد اصلی آن ها فروش دستگاه بود پس از فروختن آن به کشورهایی نظیر ایران علاقه ای به اصلاح یا رفع اشکالات قلم یا فونت ماشین خود از خود نشان نمی دادند،  و نا گفته نماند که بخشی از این جریان به علت آن بود که گفت وگوی لازم میان مصرف کنندگان محلی –ملی– این قلم ها و تولیدکنندگان خارجی آن ها برقرار نمی شد. و انتقاد ها یا کم بود و یا اصلن به گوش آن ها نمی رسید و این خود تاحدودی به خاطر وساطت یا دلالی بازرگانان داخلی که علاقه چندانی به انتقال نظرات بازار داخلی به خارج نداشتند، بود و به هر حال این بحثی طولانی دارد که جای آن اینجا نیست . البته این اتفاقی بود که در عموم کشورهایی که از الفبایی غیر از الفبای لاتین (رومی) استفاده می کردند، افتاد. تنها کار نسبتن مثبتی که برای ایران توسط شرکت های خارجی انجام شده آن هم با انگیزه فروش بیشتر دستگاه های خود، حروف یا فونت هایی که به همین ترتیب برای کشورهای عربی ساخته بودند را نیز با برخی حذف و اضافات وارد بازار ایران کردند و، صاحب آلبوم کوچکی از فونت های عمدتن عربی و به ندرت فارسی نصفه ونیمه طراحی شده شدیم؛  با این وصف همین مجموعه نسبتن کوچک قلم های فارسی-عربی دست مایه ای شد برای طراحان آماتور  فونت های فارسی در دوران نشر رومیزی رایانه ای در ایران، که بیشتر آن ها را اجراکاران گرافیک در استخدام شرکت های نرم افزاری داخلی تشکیل می دادند، تا به صورت تجربی و اغلب غیر اصولی فونت ها را وارد سیستم های نرم افزاری فارسی نویس کنند. انگیزه این شرکت های داخلی هم بیشتر، فروش بیشتر نرم افزار خود بود تا خدمت به خط و حروف فارسی در حروفچینی و رقابت شدیدی که بین آن ها بر سر قیمت و کسب سهم بیشتری از بازار بود مانع از توجه به کیفیت این حروف و مراجعه به طراحان گرافیک حرفه ای بود.

ساخت قلم های خاص فارسی  از 35 سال پیش و به سفارش شرکت هایی مانند "لاینو تایپ" و به درخواست "مجله سروش" و "روزنامه کیهان" آغاز شد و به ندرت طراحان گرافیکی پیدا شدند که راغب به طراحی قلم برای  زبان فارسی بودند و اولین مورد آن برای "روزنامه کیهان" طراحی شد.

  نشانه دوسالانه گرافیک ایران/ اثر: مسعود سپهر
 
در هر حال رایانه، طراحی حروف را آسان کرده است  خطوط محیطی یا Outline فرم را طراحی می کنیم و بی درنگ تبدیل می شود به فونت و می آید زیر  صفحه کلید و با کمک نرم افزارهایی با آن به اصطلاح  تایپ می کنیم؛ برای همین موج جدیدی از طراحی فونت  یا قلم راه افتاد اما این موج جدید در همان اول حرکت منحرف شد یعنی از دست طراحان  خارج شد، دلیل اش هم نداشتن بودجه برای کاراصولی بود. کار به دست شرکت های فروشنده  نرم افزار  و رایانه افتاد؛ آن ها هم کاری نمی توانستند بکنند مگر اینکه همان ده یا پانزده قلمی که بود را جمع کنند، بدون آنکه طرح قلم ها را درست  وارد رایانه کنند. هر کدام از این حروف را زیر ذره بین می بردید از "الف" های کج و ماوج کپی شده تا "واو" های تو پر و "خ"های سر گرد می دیدید  و این نشان می داد که ترسیم و کپی اساسن اشکال داشته است، در این سالیان طراحان ناراحتی وگله های خود را توانستند تا حدی  اظهار کنندو  مهندسان شرکت های وطنی یک مقدار دقت بیشتری صرف کردند، ولی باز هم کار جدید و تازه خیلی  به ندرت وارد سیستم حروفچینی  فارسی می شود.
طراحی حروف(فونت دیزاین) به هر حال برای خواندن است، برای آسان خواندن؛ در حالی که خوشنویسی یا هنر کالیگرافی به آسان خوانی توجه چندانی  ندارد. در زمان خوشنویسان معروف تاریخ ما مثل درویش عبدالمجید  و یا استاد کلهر که از ارکان  هنر خطاطی وخوشنویسی ما هستند، عجله ای در کار نبود و خواندن خیلی هم مهم نبود و کسی نمی خواست یک صفحه روزنامه را به سرعت بخواند. بیشتر می خواستند کتاب شعر بنویسند و هر از گاهی چند بیت بخوانند. من این مثال را ازمرحوم  ایرج جهانشاهی شنیدم، زمانی که می خواستند خط کتاب های درسی را در حدود سال های 1340 انتخاب کنند، «از اداره کل مربوط استعلام کردند که مردم پشت پاکت هایشان را به چه خطی می نویسند، نستعلیق یا نسخ؟ کسی که می نویسد و می خواهد مطمئن شود به  دست گیرنده برسد باید خوانا بنویسد و با اینکه عموم مردم متن نامه را با خط نستعلیق می نوشتند ولی نود و پنج درصد پشت پاکت را با خط نسبتن خواناتر نسخ می نوشتند، پس بنا را بر این گذاشتند که فونت یا قلم   کتاب های درسی به سبک  نسخ باشد چون مردم آن را راحت تر می خواندند، و می خوانند. امروزه هم خطی ابتدایی و راحت را بر اساس نسخ طراحی می کنند و در  کتاب های اول ابتدایی به کار می برند، از همان سال ها نستعلیق برداشته و خط ساده شدو روی پایه ثابتی قرار گرفت، تمام قلم ها یا فونت هایی که تا آن زمان طراحی شده بود، چه فارسی چه عربی، براساس همین انواعی از نسخ بود که کلیه مطبوعات از آن ها استفاده می کردند.

تنها کار نسبتن مثبتی که برای ایران توسط شرکت های خارجی انجام شده آن هم با انگیزه فروش بیشتر دستگاه های خود، حروف یا فونت هایی که به همین ترتیب برای کشورهای عربی ساخته بودند را نیز با برخی حذف و اضافات وارد بازار ایران کردند.

  نام نوشته روی جلد کتاب/ اثر: مسعود سپهر
بنابراین راحت خواندن، سریع خواندن و گم نکردن سر سطر، یکی از مهم ترین دغدغه های یک طراح فونت است؛ اگر سوال شود که آیا ما باید از خوشنویسی الهام بگیریم و یا خوشنویس باشیم؟ جواب بنده این است که نه! باید از خط خوانا و رایج زمانه الهام بگیریم.
همانطور که یک طراح فونت اصالتن آلمانی مثل RUDOF KOCH  و یا HERMAN ZAPF می تواند با توجه به حالت ها و صورت های کلی حروف فارسی یا هندی یا روسی یا عربی مشکلات فرمال یا صوری طراحی فونت را برای این زبان ها حل کند و قلم های نسبتن خوبی برای آن ها طراحی کند. یک طراح فونت ایرانی هم باید بتواند همین کار را بکند و تسلط او به طراحی گرافیک تعیین کننده است که البته در کنار دست یک چنین طراحی وجود شخصی که به فرهنگ بومی و عادت های خواندن و نوشتن مردم یک منطقه از دنیا آشنا باشد لازم است، ولی این شخص اگر ویراستار کتاب و یا نمونه خوان قابلی به آن زبان باشد گاهی به مراتب موثرتر از یک خوشنویس یا خطاط است. شما اول به عنوان طراح گرافیک و بعد به عنوان طراح حروف یا فونت باید با الفباهای رایج یک منطقه به طور کلی آشنا باشید، این بدیهی است آشنایی شما با صورت های الفبایی مشابه و بعضن در جزئیات متفاوت یک منطقه و نگاه کردن دقیق به این مجموعه که به طور کلی از یک الفبا استفاده می کنند مهم است، شناخت  شما از فن آوری و ابزار طراحی فونت هم بسیار مهم است ولی در این فرم ها هیچ راز و رمز یا فوت کوزه گری پنهان و نهفته نیست و چیزی از نظر یک طراح فونت از هر ملیتی که باشد به عنوان یک طراح گرافیک پنهان نمی ماند. گاهی حضور قوی نقطه نظرهای فوق هنرمندانه و گاه خود پسندانه هنری، بعضن خوشنویسانه، در طراحی فونت حتا می تواند ایجاد اختلال بکند، چون این دیدگاه ها گاه به عادت های رایج خواندن و نوشتن مردم توجه کافی ندارد.  به نظر من نیازی نیست که طراح فونت، خوشنویس باشد ولی لازم است که به طراحی الفبا و خطوط رایج بین مردم توجه داشته باشد و از همه چیز مهم تر این است که طراح فونت سال ها کار کند، چون فونت چیزی است که حتا طراحی یک واحد از آن هم طول می کشد تا به نتیجه و پختگی لازم برسد وهمچنین باید مورد استفاده  مردم قرار بگیرد، تا با آن کار کنند که اشکالاتش پیدا شود و دوباره برگردد و اصلاح شود. هیچ یک از طراحان خط بزرگ دنیا  با  اولین یا دومین خط  یا فونت زندگی شان به شهرت نرسیده اند و آن چیزی که باعث شهرت طراح خط "هلوتیکا" شد، این بود که طراح، ده فونت دیگر هم پیش از آن طراحی کرده بود و هیچ یک از قلم های قبلی اش شهرتی نداشت و مورد استفاده چندانی هم قرار نگرفت. در کل هیچ کدام از خطوط معروفی که ما در رایانه خود داریم مثل "تایمز"، اولین طرح یا حتا دومین و سومین کار طراح اش نبوده است . برای طراحی یک فونت عالی زمان طولانی باید صرف شود؛ بارها، دوباره و دوباره طراحی و به اصطلاح REDESIGN شود تا به نتیجه مناسب برسد. اما هیچ یک از ما طراحان در ایران نتوانسته ایم این زمان را برای طراحی هایمان بگذاریم، شاید  چون بودجه ای به این کار پر ارزش تعلق نمی گرفته است. یک یا دو خط را با عشق طراحی می کنیم و به زحمت آن را می فروشیم که  مقدار بسیار ناچیزی از آن زحمت به امور زندگیمان  برمی گردد و دیگر این کار را کنار گذاشته ایم و بعد هم  مشتری دیگری برای آن کار سراغمان نیامده است . 

رایانه، طراحی حروف را آسان کرده است.  خطوط محیطی یا Outline فرم را طراحی می کنیم و بی درنگ تبدیل می شود به فونت و می آید زیر  صفحه کلید و با کمک نرم افزارهایی با آن به اصطلاح  تایپ می کنیم؛ برای همین موج جدیدی از طراحی فونت  یا قلم راه افتاد اما این موج جدید در همان اول حرکت منحرف شد یعنی از دست طراحان  خارج شد و به دست شرکت های فروشنده  نرم افزار  و رایانه افتاد.

مشکل عدم تامین بودجه است؟
بله مشکل اصلی نبودن بودجه است و حتا اگر بخش خصوصی بودجه نمی گذارد، بخش فرهنگی، پژوهشی و علمی که برای دولت کار می کند باید برای این کار بودجه بگذارد، حالا ممکن است بخش ریاضیات دانشگاه تهران این بودجه را بگذارد، تا بتواند کتاب های علمی و ریاضی با قلم و حروف خوب چاپ کند، ممکن است بودجه از وزارت علوم تخصیص داده شود و یا از سازمان برنامه. حرکت خوبی که می شود انجام داد، طراحی یک فونت خوب فارسی برای اینترنت است که بتواند با خط "تاهاما"ی عربی که در رایانه خوانا نیست مقابله کند، البته در این بازارِ شلوغ قلم ها، کسانی تحقیق می کنند تا اطلاعاتی جمع آوری بشود ولی به هر صورت طراحی فونت  کاری است زمان بر که سرمایه می خواهد. شرکت های خصوصی ما تولید کننده ماشین آلات نیستند، مثلن وقتی شما یک دستگاه "hp" می خریدید با آن چهل فونت لاتین می آمد، امروز شاید  هشتاد تا، ولی ما هیچ وقت تولید کننده دستگاهی نیستیم که بیاییم با انگیزه  تولید آن دستگاه و یا ماشین آلات صنعتی چهل تا فونت طراحی کنیم. شرکت های تولید نرم افزار به ذوق فروش نرم افزارهایشان که قیمت های خیلی پایینی هم داشت باید یک مقدار فونت می داشتند که این نیاز را هم با کپی کردن یا عوض کردن نام آن ها مثلن از  دمشق و بغداد و قاهره به تهران و رامسر و آبادان  برطرف می کردند، چون وقتی سرمایه ساخت یک نرم افزار بسیار کم  است چقدر سرمایه می توان برای کارهای جانبی صرف کرد؟! می توان یا نمی توان را کاری ندارم ولی می دانم که صاحبان سرمایه چنین سرمایه گذاری نمی کنند و به همین دلیل امید ما فعلن به بخش دولتی است که بیاید کار ها را به استاندارد مطلوب برساند!
راحت خواندن، سریع خواندن و گم نکردن سر سطر، یکی از مهم ترین دغدغه های یک طراح فونت است؛ اگر سوال شود که آیا ما باید از خوشنویسی الهام بگیریم و یا خوشنویس باشیم؟ جواب بنده این است که نه! باید از خط خوانا و رایج زمانه الهام بگیریم.

  نشانه نوشته  یزدگل/ اثر: مسعود سپهر
آقای سپهر حالا کمی برگردیم عقب تر، درباره ی ورود ماشین آلات حروفچینی به ایران گفتید و فرمودید در سال 1604 صنعت حروفچینی در  آمریکا ظاهر شده  چرا همان اتفاق در ایران رخ نداد؟ یعنی از لحاظ روحی احساس نیاز نبوده، یا چه اتفاقی افتاده که این مسئله انقدر کمرنگ شده است؟ چون ما تازه به تکاپو افتاده ایم!
بله ما با اختلاف حدود5-4 سال بعد از آمریکا ماشین حروفچینی درایران داشتیم؛ این تحقیق مرحوم آقای اسماعیل رائین  بود که من از این مقایسه  بسیار خوشم آمد که ما یکی از اولین  کشورهای خارج از اروپا هستیم که دستگاه حروفچینی داشتند ولی با حروف و فونت ارمنی و سیصد سال طول کشید از آن تاریخ، که در تبریزِ آذربایجان، اولین دستگاه حروفچینی فارسی در "باسمه خانه طیبو گرافی"  تاسیس بشود! یعنی چیزی در حدود سه قرن!
طبق تحقیق آقای رائین (اولین چاپخانه های ایران – اسماعیل رائین )، ما بعد از آلمان یازدهمین کشور دنیا بوده ایم که به همت  ارامنه حروفچینی کرده ایم، درست یک قرن بعد از آلمان این اتفاق در کشور ما هم افتاد،  به دست کشیش ها یی که می رفتند کتاب هایشان را در آلمان و فرانسه وایتالیا و ... چاپ کنند، این صنعت را یاد می گیرند و همه چیز آن را به ایران منتقل می کنند و همه چیز را در ایران می سازند.


شنبه 19 خرداد 1386
00:26:01



منبع




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 شهریور 1396 04:01 ق.ظ
I love your blog.. very nice colors & theme.
Did you design this website yourself or
did you hire someone to do it for you? Plz respond as
I'm looking to create my own blog and would like to know where u got this
from. kudos
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:01 ق.ظ
Sweet blog! I found it while searching on Yahoo News. Do you have any suggestions on how to
get listed in Yahoo News? I've been trying for a while but I never seem to get there!
Appreciate it
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:33 ب.ظ
Its like you read my mind! You seem to know a lot about this, like you wrote the book in it or something.
I think that you can do with a few pics to drive the message
home a little bit, but instead of that, this is wonderful blog.
An excellent read. I will definitely be back.
شنبه 14 مرداد 1396 01:17 ق.ظ
Hi, I think your blog might be having browser compatibility issues.
When I look at your website in Firefox, it looks fine but when opening in Internet Explorer, it
has some overlapping. I just wanted to give you a quick heads up!
Other then that, fantastic blog!
جمعه 13 مرداد 1396 12:57 ب.ظ
It's a pity you don't have a donate button! I'd certainly donate to this
superb blog! I guess for now i'll settle for bookmarking and adding your RSS feed to
my Google account. I look forward to fresh
updates and will share this site with my Facebook group.
Talk soon!
سه شنبه 22 فروردین 1396 01:59 ب.ظ
It's really a nice and helpful piece of info. I am glad that you just shared this helpful information with us.
Please keep us informed like this. Thank you for sharing.
دوشنبه 14 فروردین 1396 09:04 ب.ظ
Very great post. I simply stumbled upon your weblog and wanted to say that I've
truly loved browsing your weblog posts. In any case I'll be subscribing on your
rss feed and I hope you write again very soon!
یکشنبه 30 فروردین 1394 06:46 ب.ظ
مصاحبه جالبی بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر